
شور انتخابات همه جا را فرا گرفته است. تا آنجایی که به یاد دارم تا کنون در هیچ مقطعی از انتخابات این کشور ، چنین شوری به پا نشده بود. شاید تمام این هیجانات و رنگارنگی های این دوره به خاطر دو قطبی بودن آن است. در طرفی عده ای از مردم خسته و دل آزرده در چهار سال گذشته قرار دارند که بخش اعظم آنها را جوانانی تشکیل می دهند که برای حمایت از کانیدای مورد علاقه خود موج سبز در سطح کشور ایجاد کرده اند و از سوی دیگر عده ای از طرفداران دولت وقت برای بقای دولت محبوب خویش در تلاشند.نمی دانم سرنوشت این دوره به کجا می انجامد ولی از بداخلاقی هایی که در چند روز اخیر گریبانگیر عده ای از این افراد شده خسته ام . از این همه پرونده سازی و دروغ گویی بیزار شده ام . از این همه تهمت و افترا ، از این همه دروغ گویی و فریب کاری رنجورم. برخی به هر قیمتی شده می خواهند سیراب قدرت شوند.به خدا با این کارها مردم را دلزده می کنید.مردم ما از این همه سیاسی کاری خسته اند. ورود به حریم شخصی دیگران به خدا زشت است. بازی با احساسات مردم گناه است . اینها را من نباید به شما بگویم.
این پیامک لعنتی هم که دست از سر ما بر نمی دارد:"احتمال تقلب در رای گیری ... احتمال دستکاری در رای ها ... در مساجد رای ندهید ... برای رای دادن به مدرسه ها بروید ... پنجشنبه در سیستم پیامک ها اخلال به وجود می آید ... برای رای دادن خودکار با خود ببرید ... می خواهند از خودکارهای پاک شونده استفاده کنند ... آنهایی که دستبند سبز می بندند دشمن امام زمان هستند ... برای رای دادن تا قبل از ساعت 16 بروید ... می خواهند صف های طولانی ایجاد کنند و هزاران پیامک دیگر در این روزها رد و بدل می شود.در پایان این بخش امیدوارم کسانی که می خواهند به عنوان شخص دوم مملکت انتخاب شوند این بداخلاقی ها را کنار بگذارند و همه در راه داشتن ایرانی آزاد و آباد تلاش کنند و کمی به فکر این ملت باشند ما کم خانواده های فقیر نداریم. هر کدام از ما حتما در اطراف خود کسانی را می شناسیم که در سخت ترین شرایط ، واقعا در سخت ترین شرایط محکومند به زندگی کردن. کمی هم به فکر آنان باشیم.

