یکشنبه 7 مهر1387
این روزها حال و هوای خوشی ندارم ، بی محبتی های این روزگار خسته ام کرده ، تاب و توانم را برده ، دلم هوای شمال کرده ، هوای بارانش را ، در پس این خستگی ها قطعه شعری زیبا از زنده یاد قیصر امین پورشنیدم که تقدیمتان می کنم:
صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد
بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد
جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو
اماخاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد
خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد
عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد
صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد
بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد
جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو
اماخاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد
خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد
عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد
نوشته شده توسط بهنام پاکزاد در ساعت 14:5 | لینک
|

