تبليغاتX
گیلانه - خواب خوش نیروهای اورژانس جاده ای کشور در نوروز 87
دست نوشته های یک خبرنگار / بهنام پاکزاد

بالاخره فرصتی دست داد تا در مورد یکی از حوادثی که در نوروز امسال برایم اتفاق افتاد مطلبی بنویسم.نوروز امسال آنتن ماشین پدر به گوشم فرورفت و باعث خونریزی شدیدی در ناحیه گوش راستم شد.حال ماجرا چه بود.روز پنجم فروردین ماه هنگامی که از شهر مقدس قم راهی گرگان بودیم ، در بین راه برای صرف شام در شهر آشخانه توقف کردیم.بعد از صرف شام در حال پاک کردن شیشه عقب خودروی پدر بودم که برادرم بهرنگ ناگهان صندوق عقب خودرو را باز کرد و آنتن نصب شده روی صندوق عقب خودرو در ساعت 23 و 45 دقیقه با سرعت وارد گوش سمت راستم شد و خونریزی شدیدی در این ناحیه آغاز شد.از این رو بلافاصله سوار ماشین شدیم تا در ادامه راه به اولین اورژانس جاده ای کشور برویم.

بعد از طی چند کیلومتر به اولین پایگاه اورژانس جاده ای کشور رسیدیم اما هیچ خبری از خودروهای اورژانسی که در روز با چراغ های گردان روشن مشاهده می شدند نبود.دوباره به  راه افتادیم 20 کیلومتر بعد تابلوی پایگاه دیگری نصب شده بود اما باز هم خبری از اورژانس نبود.

خونریزی گوشم لحظه به لحظه بیشتر می شد.رسیدیم به پایگاه اورژانس جاده ای چمن بید وابسه به دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی.چراغ های پایگاه خاموش بود.انگار کسی داخل آن نبود. با مشت چند باری به در پایگاه کوبیدم.ناگهان به جای در پنجره آنجا باز شد و پزشکی که گویی چون اصحاب کهف از خواب پریده بود سر مبارکش را از پنجره بیرون آورد و با لحن بدی گفت:"هان چی می خوای؟"

گفتم:"گوشم خونریزی دارد کاری بکنید."

گفت:"از دست ما کاری بر نمی آید ما امکانات نداریم به ما گفته اند اگر تصادفی رخ داد و دست و پای کسی شکست آن وقت وارد عمل شویم."

آرام سرک کشیدم به داخل پنجره و 4 ، 5 پزشک را دیدم که در خواب ناز بهاری بودند.همان لحظه مرد جوانی هم همسر باردارش را که از درد به خود می پیچید به آنجا آورد و از دکتری که مدام خمیازه می کشید کمک خواست اما او هم همان جواب راشنید.

خلاصه از شهر آشخانه تا شهر گرگان که چند صد کیلومتر فاصله دارند حتی یک اورژانس جاده ای وجود نداشت.این درحالیست که روزها به فاصله 20 کیلومتری، خودروهای اورژانسی را کنار جاده ها می دیدیم که خوب ژست خدمت رسانی به خود گرفته بودند.

 

و اما حادثه ای شیرین ...

یک اتفاق جالب و به نوعی یک حادثه شیرینی هم در ایام نوروز برایم اتفاق افتاد که برای درد گوشم دوا بود.آن اتفاق خوشایند چیزی نبود جز واریز شدن 525 هزار تومان پول از سوی فردی ناشناس به حساب بانکی ام.البته خیلی تلاش کردم تا آن فرد را شناسایی کنم اما تاکنون موفق به شناسایی نشدم.

نوشته شده توسط بهنام پاکزاد در ساعت 11:55 | لینک  |