چند بیت زیر را هم تقدیم می کنم به همه این عزیزان:
تو از هر در که بازآیی، بدین خوبی و زیبایی
دری باشد که از رحمت، به روی خلق بگشایی
ملامتگوی بی حاصل، ترنج از دست نشناسد
در آن معرض که چون یوسف، جمال از پرده بنمایی
به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان را
تو سیمین تن چنان خوبی، که زیورها بیارایی
چو بلبل روی گل بیند، زبانش در حدیث آید
مرا در رویت از حیرت، فروبسته ست گویایی

صبح روز 26 تیر ماه سال 86 بود که خبر دار شدم می خواهند صبح روز 27 تیر سینا را اعدام کنند. زیرا خانواده او نتوانسته بودند پولی که خانواده مقتول درخواست کرده بودند را فراهم کنند. از این رو من و تعدادی از همکاران تلاش خود را در راستای کمک به سینا آغاز کردیم. مطلبی با عنوان " ...خدایا به سینا کمک کن " را در گیلانه نوشتم .
صبح روز 27 تیرماه 86 اعدام سینا با دستور رئیس قوه قضاییه 10 روز به تعویق افتاد تا خانواده اش بتوانند مبلغ درخواستی خانواده مقتول را جمع و جور کنند. با شنیدن این خبر همه مان خوشحال شدیم. شماره حسابی از خانواده سینا گرفتیم و در مطلبی تحت عنوان " اعلام شماره حساب برای کمک به سینا" آن را در گیلانه نوشتم که با استقبال خوبی از سوی هموطنان مواجه شد.
سرانجام پس از چند ماه خانواده سینا موفق شدند تا مبلغ 150 میلیون تومان درخواستی را جور کنند . به این ترتیب سینا پس از چند سال آزاد شد.با شنیدن این خبر داشتم از خوشحالی پر در می آوردم چون توانسته بودم با کمکی ناچیز در آزادی سینا سهمی داشته باشم. مطلبی با عنوان "خدا به سینا کمک کرد" را در گیلانه نوشتم تا از این طریق خبر رهایی سینا از مرگ را به اطلاع دوستان برسانم. بسیاری از دوستان هم خوشحالی خود را از این خبر ابراز داشتند.
بعد از این ماجرا دیگر خبری از سینا نداشتم تا اینکه دیروز هنگامی که وب سایت یکی از دوستان را می دیدم با خبر مرگ سینا روبرو شدم. راستش را بخواهید شوکه ام . نمی دانم سینا واقعا فوت کرده یا نه؟ از دیروز تمام فکر و ذکرم شده سینا. هر کاری می کنم نمی توانم خبری از خانواده اش بگیرم. می گویند سینا پس از آزادی به خاطر فشارهای روحی و روانی بسیار مدت ها در بیمارستان روانی بستری بوده . پزشکان گفته اند او سکته کرده .آیا واقعا اینگونه است؟
خلاصه ای از ماجرای سینا: او در یک نزاع خیابانی با یک مرد 38 ساله و مست برای دفاع از خود او را با ضربات چاقو کشت و در 18 سالگی !!! به اعدام محکوم شد اما وقتی او را به پای چوبه دار بردند از قاضی اجرای احکام خواست تا نی او را برایش بیاورند تا قبل از مرگ نی بزند.سینا هنرمند بود و این آخرین خواسته او در مقابل طناب دار بود. سینا نی زد...
همان لحظه مجرمان دیگری را هم می خواستند اعدام کنند اما شور نواي ساز سينا اولياء دمی را كه براي اجراي حكم حاضر شده بودند را تحت تاثیر قرار داد و آنها خون فرزندشان را به مقتولي كه طناب برگردن داشت بخشيدند و او آزاد شد.همان اولیای دم از خانواده مقتول پرونده سینا هم خواستند تا او را ببخشند و آنها هم اعلام کردند که در ازای گرفتن 150 میلیون تومان سینا را می بخشند. خلاصه با هزار و یک بدبختی مبلغ درخواستی فراهم شد و سینا آزاد شد اما ...

